سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

75

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

عاقبت پس از هزاران تضرع و زارى به ما اطمينان كردند و اجازهء عبور دادند . لمؤلفه ايلكان هند بيلان پتن سفرين * اختيار ايلسون محن سفرين بيغلا ما قدين عقيق بولدى كوزم * دير كورم ايلمش يمن سفرين در اشكمله دامنيم پر دور * كوئيا ايلدوم عدن سفرين يوراكوم بولدى نافه وش پرخون * نى قلاى مين ايتب ختن سفرين يا الهى ينه ميسّر قيل * كاتبى بنده كه وطن سفرين « 1 » بارى ، از آنجا نيز خلاص شديم و به راه افتاديم . روز پنجم به رادنپور رسيديم و با محمود خان بلوچ ملاقات كرديم . او نيز با ما به سختى و خشونت رفتار كرد عاقبت سه نفر از همقطاران و همراهان ما را نگاهداشت و باقى را اجازه عبور داد . در راه كافران راشپوتى بودند . اما يكى از سران ايشان براى كمك به ما آمده بود . از او سفارش نامه‌اى گرفتيم و به راه خود ادامه داديم تا به

--> ( 1 ) - اشعار اثر مؤلف و به لهجهء تركى جغتائى است كه ترجمه‌اش چنين است : چون كسى عازم هند و پتن شود * سفر محنت‌ها را اختيار مىكند چشمم از گريه عقيق‌گون شد * آيا به سفر « يمن » مىرود دامنم از مرواريد اشك پر شده * گوئيا به سفر « عدن » رفته‌ام دلم همچون نافه پرخون است * آيا سفر « ختن » در پيش دارم يا الهى دوباره ميسر فرما * كه بنده‌ات كاتبى به سفر وطن برود